پرستوی مهاجر
کاربر گرامی لطفا برای دیدن متن موضاعات روی تاریخ آرشیو مطالب(هفته) کلیک کنید با تشکر
The end
فراز ماندنت این سطرهای در هم و برهم این تلخ نوشته هایم و
این شعرهای مبهم و خط خوردهی مرا در دفترم بخوانی تا
سطرهای تار روشن شوند تا من قلم به دست تو بسپارم تا تو
به دست من بنویسی آمدنت را
آنکس که بداند و بداند که بداند/اسب شعف از گنبد گردون برهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند/بیدار کنیدش که شبی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند/لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند/ در جهل مرکب ابد الدهر بماند.
راه دور است و پر از خار بیا برگردیم![]()
![]()
![]()
![]()
سایه مان مانده به دیوار بیا برگردیم
هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی
گریه ام را تو به یاد آر بیا برگردیم
این کبوتر که تو اینسان پر و بالش بستی
دل من بود وفادار بیا برگردیم
ترسم اینجا که بسوزد پر و بال عشقم
یا شود حاصل تکرار بیا برگردیم
یک غزل نذر نمودم که برایت گویم
گفتم آنرا شب دیدار بیا برگردیم
باز گفتی که برایم غزل از عشق بگو
یک غزل میخرم اینبار بیا برگردیم
من که عشقم به دو چشم تو دخیلی
بسته است عشق من را مکن انکار بیا برگردیم
http://www.hossein-system.mihanblog.com/
.به گفته “سام آموس” باسن ها را از لحاظ شکل ظاهر و تشابه آن با میوه ها، می توان به شش دسته تقسیم بندی کرد که توضیح هر یک نیز به همراه آن می آید:
1. سیب (کروی، مدور)
زنانی خوشحال، علاقه مند به ورزش و پایبند به رژیم غذایی.
2. هلو (محدب، کپل ها به سمت خارج)
قابل اطمینان و صادق! همچنین زنانی بسیار گشاده رو هستند.
3. گیلاس ( کوچک، کم گوشت)
ظاهر دخترانه توأم با تجربه های زنانه. توسط هر کس دوست داشته می شود. شرکای خوبی نیز هستند.
4. بادام (پهن در قسمت کمر اما پایین تر باریک به نظر می آید)
مطمئن، بی پروا، رازدار، صاحب شغلهای مهم، اغلب ارشد و صاحب سبک.
5. توت فرنگی (بالا و قلمبه)
این زنان مهربان و از کمک کردن به دیگران لذت می برند. اما بسیار هم حساس هستند و به سرعت دلشان می شکند.
6. گلابی (باریک در بالا، پهن تر در پایین)
برخی از این زنان افسرده هستند. از تنها بودن لذت می برند، خجالتی هستند. از اعتماد به نفس نسبتاً کمتری برخورداند
http://amir1732002.blogfa.com/![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یادت میاد اون وقتا که چشم براهی ات رو میکردم در گوشه دیوار کوچه مان
صدای شر شر باران را گوش میدادم و منتظرت میشدم
نه باران و نه سرما و نه انتظار خسته ام میکرد چون چشم براه تنها عزیزم که تو بودی از هر چیزی خوشتر بود
یادت میاد اون وقتا شبها تا دیر وقت سر کوچه ![]()
![]()
منتظر بودم لحظه ای بیای بیرون و ببینمت . یاد اون وقتا رو میکنم که عاشقانه باهم بودیم اون وقتا که دست در گردن هم و همنفس و یک روح بودیم در دو جسم
خیلی گریه کردم ای چشمان سیاه و اینهمه چشم براهیت خیلی آزارم داد
اما همه گریه و اشکهام و همه انتظارهام و آزارها رو فدای یه نفس ت و فدای دو چشمان سیاهت میکنم ![]()
![]()
عزیزم من دورم و کوله بار این سفر پر از غم و تنهایی هست،من دورم و تنها ،و تو کنارم نیستی
میدونم بعد از رفتنت زندگی برای من سخت و بی معناست
بجای تو غم و آزار و تنهایی مهمان دلم میشود
نمیدونستم زندگی من اینجوری سرد و بی روح میشود و عشق تو منو میبره در دریایی پر از غم...
" ادامه این متن قشنگو در وبلاگ تازه کار بخوانید پاینده باشید بیتا![]()
http://khaneye-roya.blogfa.com/
من در این کلبه خوشم ، تو در آن
عشق تو خوشم تو به عشق هر که
هستی خوش باش
http://www.asheghoone.com/?cat=331
یک باره رفت آن همه سرمستی
یک باره مرد آن همه شادابی
می سوزم ـ ای کجایی کز بوسه
بر کام تشنه بزنی آبی ؟
******
ریزد اگر بر تو نگاهم هیچ
باشد به عمق خاطره ام جای ات
فریاد من به گوشت اگر ناید
از یاد من نرفته سخن هایت
*******
بگذار ای امید عبث ، یک بار
بر آستان مرگ نیاز آرم
باشد که آن گذشته شیرین را
بار دگر به سوی تو باز آرم
*****
دست بردار ، ز تو در عجب ام
به در بسته چه می کوبی سر
نیست ، می دانی ، در خانه کسی
سر فرو می کوبی باز به در
*****
زنده ، این گونه به غم
خفته ام در تابوت
حرف ها دارم در دل
می گزم لب به سکوت
******
دست بردار که گر خاموشم
با لبم هر نفسی فریاد است
به نظر هر شب و روزم سالی است
گرچه خود عمر به چشم ام باد است
******
سایت شامل اشعار شعرا ،زندگینامه،نامه های عاشقانه، اس ام عاشقانه و...
**لحظات شادی داشته باشیدبیتا**
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ....
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی....
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ....
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ....
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این رنج است
همینجا ازتون تشکر میکنم بیتا
تحقیقات نشان داده که فقط ۲۰% مردها عقل دارند
۸۰% بقیه زن دارند !!!
.
.
.
مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن
ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!!
.
.
.
بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!
.
.
.
مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !
دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!
.
.
.
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج کنه
ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!!
.
.
.
یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :
مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!
.
.
.
مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!
.
.
.
خداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد !!!
.
.
.
قوانین طلائی همسرداری (برای مردان ):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد .
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید .
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو .
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد .
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند !!!
.
.
.
بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میکنند یا باهم هستن؟
باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یکجا باشن که آنجا دیگه بهشت نمیشه !!!
.
.
.
مرداحساس را کشف کرد و زن عشق را،
مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را،
مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را،
از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خرید است !!!
.
.
.
یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند
یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد
یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند
یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند
.
.
.
برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید
برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید
.
.
.
مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند
.
.
.
برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت :
” این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم ” !
.
.
.
زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!
.
.
.
مردی با افتخار گفت: زن من یک فرشته است
مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.
هر کی گرفتاری داره، ذکر ابالفضل می گیره
نداره هیچ راه چاره، ذکر ابالفضل می گیره
هر کسی یاری نداره، ذکر ابالفضل می گیره
هر کس نشد مجنون او، آخر با درد تنهایی می میره
ابالفضل، ساقی طفلان حسین
سلام ای با وفای با مروت
سلام ای ساز و گیتار محبت
سلام کردم نگی تو بی وفایی
سلام کردم بگم خوبی ،کجایی؟
قد هزار تا آب نبات بخاطر رنگ لبات
ازراه دور بهت میگم تمام زندگیم
تو بشو ساحل قلبم من میشم ماهی مرده
تا بگن به عشق ساحل لب دریا جان سپرده
میگن اس ام اس رو به کسی میدن که راهش دوره
من به تو چی بدم که تو قلبمی
وقتی از غربت ایام دلم میگیرد
دل به تکرار خوش خاطره ها میندم
ارسالی از طرف دوست با وفا
حافظ و دختر لر
گفتم غم تو دارم /گفتا سی چی برارم
گفتم که ماه من شو/ گفتا بوت درارم
گفتم ز مهر ورزی رسم وفا بیاموز/ گفتا به لنگ کفشی جفت چشات درارم
موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟
(فقط واسه خنده)
خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند !
مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند !![]()
در حالی که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!!
کشور خارج جایی است که رییس جمهورشان بیشتر از یک دست لباس دارد
بس که تشریفاتی و مرفه است !
تازه در خارج کراوات هم می زنند که همه میدانند
یک جور فلش و علامت راهنمای رو به پایین است !
خارجی ها همه غرب زده هستند بی همه چیز ها !!!
مردم خارج ، همیشه مست هستند و دائم به هم میگویند: یو آر ... !!!
اما در اینجا ما همیشه در حال احوال پرسی از خانواده طرف مقابل هستیم
بس که مودب و بافرهنگیم !![]()
ما در ایران خیلی همه چیز داریم ! نان ، مسکن و حتی به روایتی آزادی !
اما فرق اصلی ما در این است که خودمان میگوییم این ها را نداریم
ولی مقاماتمان میگویند دارید !
و ما از بس که نفهم هستیم ، اصرار میکنیم و میگوییم پس کو ؟!!!
آن وقت آنها مجبور میشوند گشت درست کنند و به زور به ما حالی کنند که ایناهاش !!!
در خارج اما اینطوری نیست بس که آنها بی منطق هستند !
خارج جای عقب افتاده ای است که گشت نسبت ندارد! آن ها برای لاک زدن جریمه نمیشوند !
در خارج هنوز نفهمیده اند که رنگ سیاه مناسب تابستان است !![]()
خارجی ها بس که دین و اعتقاد ضعیفی دارند،با دیدن موی نامحرم ، هیچ چیزیشان نمی شود
اما ما اگر یک تار مو ببینیم ، دچار لرزش می شویم ! بس که محکم است این اعتقاداتمان !
خارجی ها فکر میکنند ما در جنگ جهانی هستیم چون کوپن داریم و سهمیه بندی !
آنها وقتی جنگ جهانی میکردند همه چیزشان سهمیه بندی بود !
ما همیشه در حال جنگ جهانی هستیم!بس که رییس جمهورها و رهبرمان منتخب ما هستند !
آنجا کشیش ها و پاپ حوزه علمیه ندارند بس که بی فرهنگ هستند !
خارجی ها بس که بی دین و کافر هستند ، نمی دانند ازدواج از نوع موقت چیست !
خارجی ها بس که سوسول هستند می گویند مرد با زن برابر است و
هیچ استاد پاک و مطهری نبوده که بهشان بگوید نخیر ! هر 4 تا زن میشود یک مرد !!!![]()
ما استاد پاک و مطهری داشتیم که استاد اخلاق بود و پسرش هم برای
نشان دادن اصل و نسب پدرش ، در مجلس به یکی دیگر گفت : فیوز !!!
البته او قبل از فیوز یک ( پ ) هم گذاشت که ما نفهمیدیم چرا !
آن ها بس که بی فرهنگ هستند در کلیسا با کفش می روند و عود روشن میکنند
در حالی که همه می دانند لذت حرف زدن با خدا در بوی جوراب مخلوط با گلاب است !
آن ها تمام شعر های مذهبی خود را با آهنگ میخوانند، بس که الاغند
در حالیکه وقتی آدم با خدا حرف میزند ، اجازه ندارد شاد باشد !
خدا خیلی ترسناک است و هیچکس جز ایرانی ها نمیداند این را !
ما قطب جهان اسلامیم در حالی که خارج در جهان اسلام هیچ چیز نیست !![]()
ما میدان آزادی داریم ولی خارجی ها فقط مجسمه آزادی دارند !!!
و هر بچه ای میداند که اصلا مجسمه یعنی هیچ کاره ! پس ما آزادی داریم ولی خارجی ها ندارند !
آن ها خواننده هایی دارند که همش اعتراض میکنند بس که بی ادبند ،
در حالی که خواننده های ما میخوانند همه چی آرومه بس که هنرمندهای مودبی هستند !
آن ها بس که به بزرگترشان احترام نمیگذارند،هیچ وقت آل پاچینو و جرج کلونی و آنجلینا جولی را
نمی فرستند دست بوس اسقف و پاپ تا بلکه عبرت بگیرند و کار بد نکنند در فیلم ها !
ما در ایران تعداد صندلی های دانشگاه هایمان از متقاضی ها بیشتر است بس که علم داریم !
فیلم های ما در ایران هیچ وقت پایان غمگین ندارد بس که ما شادیم
ولی خارجی ها همه افسرده هستند و همه اش در فیلم ها در حال خون ریزی و کارهای بد بد !
در حالی که همه میدانند لذت هر فیلمی به عروسی انتهای آن است !
آن ها بس که سوسول هستند هر 4 سال یک نفر میشود همه کاره مملکتشان
ولی ما همیشه گفته ایم که حرف مرد یکی است و هیچ کس عوض نمیشود !
ما در ایران خانواده خود را خیلی دوست داریم و هر وقت کاره ای شدیم
تمام فک و فامیل خود را میکنیم مدیر !
اما آن ها بس که بنیان خانواده قوی ندارند ، این کارها را بلد نیستند !
ما از این انشاء نتیجه میگیریم که خارج جای بدی است !
خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند![]()
******![]()
این متن رو سالی عزیزم برام فرستاده که ازش همینجا تشکر میکنم و میبوسمش![]()
| |
|
|
هنر یه تجربه/و تجربه هم پایان زندگیست
***********
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر بار با تو از این گونه خطا ها نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من توبه کردم که دگر توبه بیجانکنم
********
عاقل آن نیست که دیوانه عشق تو شود
عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شود
***********
یک لحظه چشماتو ببند ببین هنوز دوست دارم
شبی که خوابت نمیاد منم بیادت بیدارم
*************
شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری
زچشمش اشک شد از شرم جاری میان گریه هایش گفت" آری"![]()
به کعبه گفتم تو از خاکی منم از خاک
چرا باید به دورتو بگردم
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم
دارم دق می کنم ، تحمل ندارم
دیگه خسته شدم ، دارم کم میارم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام ، همش بی قرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم ، فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پرپر می زنه
تو رفتی و هنوز خیالت با منه
بدون تو کجا برم ، کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شم ، خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یکم نازم کنه که بم نخنده
بدونه تو با کی حرف بزنم ، دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی ، به شوق کی بمونم
به جونه چشمات از تموم این زندگی سیرم
تو که نیستی همش آرزو می کنم بمیرم
دارم دق می کنم ، تحمل ندارم
دیگه خسته شدم ، دارم کم میارم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام ، همش بی قرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم ، فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پرپر می زنه
تو رفتی و هنوز خیالت با منه
بدون تو کجا برم ، کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شم ، خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یکم نازم کنه که بم نخنده
بدونه تو با کی حرف بزنم ، دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی ، به شوق کی بمونم
به جونه چشمات از تموم این زندگی سیرم
تو که نیستی همش آرزو می کنم بمیرم
یکشبی مجنون نمازش را شکست
گفت یارب از چه خوارم کرده ای؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
|
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی جدایی به سرانجام رسانی .
****
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد. باشد
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
****
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار. کند و تو از او رسم محبت بیاموزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
****
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
****
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی وازغم زندگی برایش اشک بریزی.
|
|
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو به نفس های تو در سایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟ اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟ حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود اینک از پشت دل آینه پیدا شده است و تماشاگه این خیل تماشا شده است آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی بهروز یاسمی |
ای نشسته در خیالم فراموشم مکن/
با فراموشیو تنهایی هم آغوشم مکن
زندگانی میکنم چون شعله با خود سوختن
زنده ام با سوز و ساز خود خاموشم مکن
**************
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
میروم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از ما میروی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خورد های سرد را...
فرستنده اس ام اس های زیر: آناهیتا
دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده. بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده
------------------------![]()
![]()
تازگی ها طلا شدی ، گم شدی کیمیا شدی . دیگه پیام نمیزنی ، مثل غریبه ها شدی
...............
لیوان ز لبت بوسه گرفت من ز لیوان
دیدی ز لبت بوسه گرفتن به چه عنوان؟
از بس ز لبت بوسه چون قند گرفتم
از قند لبت من مرض قند گرفتم...
***********
شیشه ها شکستنیست/ زندگی گذشتنیست/ این فقط محبت است که همیشه ماندنیست
ارزو دارم شبی عاشق شوی/ ارزو دارم بفهمی درد را /تلخی برخوردهای سرد را /میرسد روزی كه
بی من لحظه ها را سر كنی/میرسد روزی كه مرگ عشق را باور كنی/ میرسد روزی كه در كنار
عكس من/نامه های كهنه ام را مو به مو از بر كنی
*****************
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است........ بنویسید كه یك مرغ مهاجر بوده است ......
بنویسید زمین كوچه ی سرگردانیست ..... او در این معبر پرحادثه عابر بوده است ......
صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست ...... در رثایم بنویسید كه شاعر بوده
است ....... بنویسید اگر شعری ازاومانده بجای ...... مردی از طایفه ی شعر معاصر
بوده است ...... مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست ...... بنویسید در این مرحله
كافر بوده است ...... بنویسید غزل حجرت من را همه جا ...... روی قبرم
بنویسیدمهاجر بوده است
قیامت میکند این قد و قامت/
موذن گر ببیند قامتت را/
به قد قامت بماند تا قیامت/
****************
خدایا خسته ام ، خسته خسته
ساز دلم غمگین است و شکسته
به اعتقاد بسیاری از روان شناسان نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند؛ آرزوها، امیال، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم.
بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می كِشند، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می كنند، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند و در هنگام كشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ نیستند.
روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر: شرایط محیط، روحیات خود فرد، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها.
اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه، سخت و دشوار است، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت افراد را به دست می دهد".
پیشنهاد می كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را كشیدید، آنها را دور نیندازید. می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.
1 - اشكال هندسی:

مثلث، مربع و اشكال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد كه شما به گونه ای روشن
و آشكار می اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید. در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می كنید و كفایت و كارآیی بالایی دارید.
2- اجرام فضایی:

ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید كه تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.
3- اشكال درهم:

نشانه ی هیجان و تنش هستند و نشان می دهند كه شما در تمركز دچار اشكال می شوید و همیشه چیزی هست كه مزاحم تمركزتان شود.
4- بازی ها:

بازی هایی نظیر نقطه بازی ، دوز یا شطرنج ، حس رقابت را در شما به تصویر می كشند و شما دوست دارید همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می كنید.
5- چهره های خندان و زیبا:

كشیدن چنین تصویرهایی مؤید این است كه شما به مردم و دیگران عشق می ورزید، و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می كنید و علاقه مند به فعالیت های اجتماعی هستید. خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیك سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستید.
6- چهره های درهم و زشت:

نشانه ی حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می كنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید، با مردم میانه ی خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس كافی ندارید و در كارهای گروهی همكاری نمی كنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می كنید.
7- فلش ها و نردبان:

نمادی از جاه طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید ، در تصمیمات، یكدنده و سمج عمل می كنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید.
8- خانه و كلبه ها:

به دنبال خانه و خانواده ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می كنید. میل دارید در خانواده تان سرمایه گذاری كنید ، در جست و جوی سرپناه روحی و معنوی هستید، در جست و جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید.
9 - نت های موسیقی:

عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید.
10 - اشكال تكراری و دنباله دار:

نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمركز توانمندید. قادرید كارهایتان را به راحتی سازماندهی كنید و با هر چیزی كنار بیایید.
11- گل و گلدان گیاه و درخت:

شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه ی مهربانی دارید و با دوستانتان دوستانه رفتار می كنید، فردی اجتماعی هستید.
12- حیوانات:

شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید ، حساس و ملاحظه كار هستید و نیاز به آرامش فكر دارید، احساس می كنید كه می توانید از دیگران حمایت كنید.
13- قلب:

فرد احساساتی هستید. كسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید.
14- آجرها و كتاب هایی كه روی هم قرار گرفته اند:

زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می كنید كه با كوچك ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می ریزید.
15- غذا و میوه:

خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می برید.
16- خطوط متقاطع:

احساس خفگی و اختناق دارید. و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می كنید. این سدی است كه میان خود و دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می كنید عواطفتان را پنهان نمایید تا فرد مناسبی پیدا شود كه شایستگی احساس شما را داشته باشد.
17- چاقو، اسحله و شمشیر:

نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در شما را نشان می دهد.
18- پله ها:

نمادی از جاه طلبی است و نشان می دهد كه شما میل به صعود و پیشرفت دارید
برگرفته از سایت تبیان
از این
نه از مهر ور نه از کین می نویسم
نه از کفر و نه از دین می نویسم
دلم خون است ، می دانی برادر
دلم خون است ، از این می نویسم
عشق
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود، اگر عشق نبود؟
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان
آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که
می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل
کرده ام . یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته،یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،یکی ذوق میکند که ترابا طلا نوشته ،یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین
قطعه ی ممکن منتشر کرده و … ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،آنچنان به
پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه
از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس
است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره
صفحه،خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ،حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،گویی که قرآن همین الان به ایشان
نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب
جهالت کشیدیم
| Design By : Pars Skin |
تبلیغات 



















